کلاغ پر
هنوز از بازی کلاغ پر میترسم..میترسم من بگم تو......تو بگی پر!!!
[ پنج شنبه 31/1/91 ] [ 12:58 عصر ] [ یلدا ]
[ نظر
]
هنوز از بازی کلاغ پر میترسم..میترسم من بگم تو......تو بگی پر!!!
بی وفایی کن وفایت میکنند....
باوفا باشی خیانت میکنند....
مهربانی گرچه آیینه ی خوشیست....
مهربان باشس رهایت میکنند....!!
هست را اگر قدر ندانی میشود بود!!
وچه تلخ است هست کسی بود شود و بود کسی نابود!!!
ای اشک گرم وآرام ببار برگونه ی بیمار من...
ای غم تو هم لذت ببر از این همه آزار من!!
در جلسه ی امتحان عشق....
من مانده ام و یک برگه ی سفید....
یک دنیا حرف ناگفتنی.....
ویک بغل تنهایی و دلتنگی....
درد دل من دراین کاغذ کوچک جا نمیشود.....
در این سکوت بغض آلود.....قطره ای کوچک هوس سر سره بازی میکند...
و برگه ی سفیدم.....
عاشقانه قطره را به آغوش میکشد.....
عشق تو نوشتنی نیست.....
در برگه ام کنار آن قطره...
یک قلب کوچک میکشم...
وقت تمام است....
بر گه ها بالا...!!